مفهوم احسان و نیکوکاری احسان برگرفته از حسن است که در دو معنای نعمت بخشیدن به دیگری، و احسان در کار و عمل ، کاربرد دارد. کسی که علم نیکویی را بیاموزد یا عمل نیکی را انجام دهد، از جمله نیکوکاران به حساب می آید و بر این اساس است1 سخن امیرمؤمنان علیه السلام که می فرمایند: مردم به آنچه از کارهای شایسته و نیک می آموزند یا به آن عمل می کنند، نسبت داده می شوند2. مصادیق نیکوکاری آنچه از آیات قرآن کریم استفاده می شود، این است که احسان و نیکوکاری، مصادیق فراوانی دارد، به عنوان نمونه: ایمان به خدا ، ایمان به پیامبر صلوات الله علیه و آله ، قرآن کریم و معاد، تقوا و تحمل سختی ها و مشکلات، عفو و گذشت، محبت و دوستی اهل بیت علیهم السلام ، خیرخواهی و اصلاح، اجتناب از فساد، فحشا و گناهان کبیره، استغفار در سحرگاهان، پرداخت زکات، پرداخت کالا و هدیه مناسب برای زن مطلقه، انفاق و بخشش در راه خدا ، تأمین نیازمندان و محرومان، رفتار شایسته با پدر و مادر و... از مصادیق احسان و نیکوکاری است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است5. آثار نیکوکاری احسان و نیکوکاری و کمک به انسان های ضعیف و ناتوان، آثار و پیامدهای ارزنده و مثبتی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد که به طور خلاصه به چند مورد آن اشاره می شود: 2) خیر و سعادت دنیوی |
<>
document.title = "آثار تربیتى و روان شناختى انتظار";
>
سلامت اخلاقى جامعه<\/h1>
از جهات تربیتى و اخلاقى فرد سالم, زمینه ساز جامعه ى سالم است و جامعه ى سالم, عامل تداوم و بقاى فرد سالم است و این دو در تعامل با یک دیگرند. بنابراین نوعى التزام منطقى میان سلامت اخلاقى فرد و سلامت اخلاقى جامعه, وجود دارد. گفتنى است که منظور از واژه ى ((سلامت)), مصونیت دین در سطح فرد و جامعه است.
مصونیت دین, در پرتو تقوا امکان پذیر است. همان عاملى که عمل به آن, یکى از مهم ترین وظایف شیعیان و پیروان امام عصر(عج) در زمان غیبت است. زیرا آن حضرت, معناى تقوا است و انتظار منطقى آن است که منتظرانش نیز از نوعى سنخیت نسبى با ایشان برخوردار باشند تا در اظهار محبت و ارادت آنان به آن حضرت, نشانه اى از صداقت, مشاهده شود.
از سوى دیگر, در رإس فرمایشات معصومین(علیهم السلام) سفارش به تقوا به چشم مى خورد:
امام صادق(ع) مى فرمایند:
قسم به خدا, شما بر دین خدا و فرشتگان او هستید; پس ما را نسبت به این امر (دین دارى خودتان) به وسیله ى ورع و اجتهاد یارى نمایید.
هم ایشان در سفارش دیگرى مى افزایند:
بر شماست رعایت کردن ورع, به درستى که ورع, آن دینى است که ما ملتزم به آن هستیم وخدا را به وسیله ى آن بندگى مى کنیم و همین را از اهل ولایت و محبت خود انتظار داریم. ما را به خاطر شفاعت کردن به سختى و زحمت نیندازید.
سیرى کوتاه در حالات و زندگى نواب خاص آن حضرت بیان گر این واقعیت است که همه ى آن بزرگواران, اهل تقوا و پرهیزکارى بودند و یگانه ى زمان خویش. هم چنین, گذرى بر زندگى نامه ى افراد سعادت مندى که در دوران غیبت, به دیدار آن حضرت مشرف شده اند, موید همین معناست که آنان نیز در خصیصه ى تقوا و پاکى نیت, از بهترین هاى دوران خود بوده اند.
علاوه بر این ها در حدیثى از امام حسن عسکرى(ع) آمده است:
هر کدام از فقها (مراجع تقلید) که نگه دارنده ى نفس خود و حافظ دین خود و مخالف هوى و هوس خود و مطیع فرمان پروردگارش باشد, بر عوام است که از وى تقلید کنند.
در این فرمایش حضرت, مشاهده مى شود که یکى از شرایط مرجعیت, خویشتن دارى و صیانت نفس و به عبارت دیگر, پرهیز از تبعیت هواى نفس یا تقواى الهى است.
بر اساس این مقدمات ورع و تقوا و خویشتن دارى در بحث انتظار آن حضرت و ارادت صادقانه به ایشان, نقشى محورى دارد; به این معنا که منتظران حقیقى, داراى خصیصه ى تقوا هستند و نیز پدیده ى ((انتظار)) در فرد و جامعه ى منتظر, به گونه اى منطقى, تقوا مىآفریند و فرد و جامعه, هر دو را به جانب سلامت اخلاقى, سوق مى دهد. چنین نتیجه اى را مى توان, به شکل زیر صورت بندى منطقى بخشید:
منتظر حقیقى, نیک مى داند که محبت به امام عصر(عج) شرط لازم است ولى شرط کافى, تبعیت و جلب رضایت آن حضرت است و جلب رضایت ایشان, تحقق خواسته هاى آن بزرگوار, از جمله رعایت ((تقواى الهى)) است; بنابر این به میزان عشق و ارادت خویش به آن عزیز, در جهت رشد و تقوا و خویشتن دارى مى کوشد. از این روى انسان منتظر, انسانى است متخلق, که صفت تقوا در اوج صفات دیگر وى, جاى گرفته است. او هم چنین با درک مسئولیت اجتماعى, نسبت به اصلاح جامعه, درحد توان خود تلاش مى کند و هرگز تسلیم یإس و روزمره گى نمى شود. توضیح این مطلب ضرورى است که منتظر حقیقى, انحرافات اجتماعى را تحمل نمى کند و بر ضد آن مى شورد.
کلام پیامبر اکرم(ص) یارىگر همین معناست:
هر کس از شما که کار زشتى را (در جامعه) دید, قطعا با عمل خود به آن اعتراض کند; واگر قدرت آن را ندارد, با زبان خود به آن اعتراض کند; و اگر قدرت آن را ندارد, با قلب خود به آن اعتراض نماید (یعنى نسبت به آن بى اعتنایى کند) و این (کراهت و اعتراض قلبى) پایین ترین درجه ى ایمان است.
خانواده نیز که واحد بنیادین جامعه است, در زمان انتظار, در معرض تحولى اساسى, واقع مى شود; زیرا فرد فرد خانواده ى منتظر, سعى در ایجاد و بهبود یک نظام متعادل و بالنده مى نمایند و روابطشان, بر مبناى درک و شناخت حقوق متقابل فرد و خانواده, تنظیم مى شود. بدیهى است در چنین محیطى, عشق, محبت, صمیمیت و تفاهم حاکم است و چنین خانواده هایى, توانایى ایجاد جامعه اى سالم و صالح را خواهند داشت.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ